نقش معلم در تربیت اخلاقی

خرید بک لینک

معلم از دو طریق می تواند به تربیت اخلاقی دانش آموزان بپردازد: از لحاظ رفتاری ؛ یعنی با استفاده از نقش الگویی خودش، و دیگر از طریق آموزش.

البته اغلب مواردی که قبلا در مورد تأثیر مادر و پدر در تربیت اخلاقی مطرح نمودیم در مورد معلم نیز صادق است. که برای جلوگیری از تکرار از بیان مجدد آنها پرهیز می کنیم. و به بررسی مهم ترین عوامل تشکیل شخصیت توسط معلم؛ یعنی نقش الگویی و آموزشی او می پردازیم.

-نقش الگویی معلم

معلم با توجه به نفوذ معنوی اش، قلب، اندیشه و رفتار دانش آموز را تسخیر می نماید. تمام رفتار معلم از کوچکترین حرکات و اشارات او، تا نحوه گفتار و عملش همه توسط دانش آموزان تقلید می شود.

دانش آموز، معلم را الگو و سرمشق اخلاق و رفتار خویش قرار می دهد، زیرا شاگرد معلم را سرآمد افراد و والاترین شخصیت ها می داند، پس سعی می کند کمالات و شخصیت او را در خویش تجلی دهد و همان راه را برود که او رفته است. او آنچه را معلمش خوب بداند ارج می نهد، و آنچه را بی ارزش شمارد بدو زشت م انگارد.

او، معلم را محور تمام ارزش های انسانی و اجتماعی می داند ؛ بنابراین حتی ضد ارزش های وجود معلم را ارزش می پندارد. در این مواقع ممکن است دانش آموز دچار تعارض و تردید گردد زیرا بین آنچه قبلا از والدین آموخته و آنچه اکنون می بیند، اختلاف است. او نمی خواهد بپذیرد معلمش ممکن است اشتباه کند، در این صورت ممکن است نسبت به ارزشهایی که آموخته بی اعتماد گردد یا سرگردانی و تعارض او باقی بماند.

با توجه به آنچه گفته شد وظیفه معلم به امر تدریس و آموزش محدود نشده و رسالتش پایان نمی یابد. بلکه معلم مسئول روح و روان و عقل و فکر شاگردانش است او شخصیت و رفتار دانش آموزان را شکل می دهد و تثبیت می نماید ؛ بنابراین قبل از هر چیز شخصیت و رفتار خود معلم باید ساخته شده باشد. نقاط ضعف و قوت شخصیت معلم تنها به خود او مربوط نیست بلکه تمام این قوت و ضعف ها در آئینه پاک روح دانش آموزان منعکس می شود.

پس اگر معلم دارای صداقت، گذشت، بزرگواری، انسان دوستی و غیره باشد این صفات را منتقل می کند. اگر خود دچار خصوصیات نا پسند اخلاقی باشد هر چه هم در باب فضایل سخن بگوید نقاط ضعفش اثر منفی خود را گذارده، مانع پذیرش کلامش می گردد. پس معلم باید عالم عامل باشد.

امیرالمؤمنین علی (ع):« اگر بلندی همت تو را بر اصلاح عیوب مردم وادار کرد، نخست اصلاح را از خودت شروع کن، زیرا اگر، خودت اخلاق فاسد داشته باشی و در اصلاح غیر خودت بکوشی و همت کنی، این خودش بزرگترین عیب است.»

همچنین می فرماید: «عجب دارم از کسی که متصدی اصلاح امور مردم است، و حال آن که فساد نفس خودش از دیگران بیشتر است و به اصلاح آن نمی کوشد و به شایستگی دیگری کوشش می کند.»

-آموزش اخلاقی در مدرسه

مدرسه به عنوان یک موسسه اجتماعی، مسئول تربیت اخلاقی افراد است، تا از این طریق بتوان جامعه ای سالم و سعادتمند داشت.

مدرسه از طریق پرداختن به این امر، نه تنها قدمی موثر در رفع انحرافات و تباهی های جامعه بر می دارد، بلکه می تواند مشکلات عمده ای را حل نماید، زیرا از اهم مشکلات مدارس ما، مسائل رفتاری و اخلاقی دانش آموزان است.

-نحوه آموزش در مدارس ما

تاکنون آموزش اخلاقی، بیشتر از طریق کتب دینی و گهگاهی نیز کتب فارسی انجام می گرفته، ساعت های پرورشی که جدیدا اضافه شده نیز در این زمینه فعالیتهایی داشته اند.

اشکال عمده در اینجا، اولا همان اشکال کلی است که بر نظام آموزشی ما وارد است و آن جنبه القایی آموزش است؛ یعنی آموزش بر اساس کتاب و به شکل حفظ مطالب آن جهت اخذ نمره بوده است. این شیوه کمترین کارایی را داشته و در درک مفاهیم اخلاقی به دانش آموز کمک چندانی نمی کند. ثانیا اختصاص بحث اخلاقی تنها به بخشی از ساعات دینی، نشانه کم توجهی به اخلاق است. در حالی که این بزرگترین اشتباه مدارس است، و علت اشتباه نیز با بحث هایی که تاکنون شد محرز است. اهداف اخلاقی، اهداف عامی هستند که باید بر تمام انواع آموزش، مسلط باشند.

برای رفع اشکالات طرح شده، اولا باید شیوه آموزش از جنبه ذهنی اش خارج شود و با تغییرات و تحولات اساسی، آموزش نوینی را در امر پرورش اخلاقی آغاز نماید.

اگر دانش آموز در جریان تربیت خویش نقش و شرکت فعال داشته و با مسائل سر و کار یابد و آنها را لمس نماید نتایج مثبت شگرفی حاصل می آید که هرگز از حفظ مطالب عاید نمی گردد؛ مثلا اگر رفتار دانش آموز در موقعیت های مختلف بررسی شده و خودش نیز از رفتارش ارزیابی نموده و با بینش صحیحی به اصلاح رفتارهای غلط اقدام نماید تا اینکه او مطلبی را پیرامون خوبی و بدی رفتار بخواند و یا بشنود و بخواهد اقدام کند از لحاظ نتیجه، این دو قابل قیاس نیستند.

برای ارزیابی دانش آموز از رفتار خویش، معلم می تواند بدون اطلاع او موقعیت هایی را ایجاد نماید و سپس از او بخواهد عکس العمل خویش را بسنجد.

مشکل دوم را می توان از طریق بسط و گسترش آموزش اخلاقی و محدود نکردن آن به یک کتاب و ساعت خاص برطرف نمود.

برای تدریس حقایق اخلاقی چنانچه در زندگی به کار بیابد. باید میان آن ها و روابط انسانی پیوندی برقرار سازیم. چنان چه ضروری است میان درس اخلاق و مسئله رابطه انسان با خدا پیوندی را در نظر گیریم.

با توجه به آن چه گفته شد اخلاق، مانند سایر رشته ها، تنها یک برنامه درسی نیست که دانش آموزان مطالعه نمایند. و مطالبش را حفظ نموده و نمره ای یگیرند و سپس همه را به فراموشی سپرده، بدون آن که از آن بهره ای برده و نتیجه ای بگیرند.

عده ای، تربیت اخلاقی را با پند و اندرز دادن، مساوی تلقی می کنند؛ در حالی که موعظه تنها یک روش- آن هم روش نسبتا ضعیفی- از روش های تربیت اخلاقی است تربیت اخلاقی جهت یاری به افراد و برای کسب بینش و معرفت است تا درست را از نادرست بشناسند و بتوانند در رفتار خویش، تحولات اساسی و مثبتی در جهت رسیدن به هدف ایجاد نمایند.

-شیوه های آموزش اخلاقی در کلاس

گذشته از روش های کلی برای تربیت اخلاقی، معلم می تواند از شیوه هایی خاص در کلاس استفاده نماید مانند:

« ۱- طرح دقیق و عمیق اخلاق، طرح مثال هایی در کلاس و پرسیدن سوال هایی درباره آن ها از بچه ها.

۲- تشویق کردن بچه ها به کطالعه کتاب های اخلاقی.

۳- مباحثات اخلاقی به سرپرستی معلم.

۴- بحث پیرامون احساسات و ارتباطات شخصی و نکات اخلاقی آن.

۵- نقش بازی کردن در نمایش.

۶- استفاده از فیلم های اخلاقی.

۷- استفاده از ضبط و ویدئو، تا رفتارهای واقعی بچه ها ضبط شود و برای شناخت بیشتر از خودش، به او عرضه شود.

۸- قرار دادن آن ها در موقعیت هیجانی تا بتوانند مسائل اخلاقی و شخصی اشان را حل کنند.

۹- در اختیار قرار دادن تجربیات دیگران، برای این که درک آن ها وسعت یابد.»

این شیوه ها، اثرات بسیار مفیدی در آموزش اخلاق و تربیت اخلاقی دارند زیرا باعث می شوند دانش آموز با مسائل اخلاقی، درگیر شود و به فکر بیفتد. این روش ها، نظر دانش آموز را جلب می کند و انگیزه یادگیری قوی می گردد؛ مثلا ایجاد موقعیت های خاص هیجانی، یا ضبط رفتار واقعی بچه ها باعث می شود مسائل و مشکلاتشان را به شکل ملموسی بشناسند و در صدد حل آن برآیند. از نقش بازی کردن نیز می توان ؟ قابل توجهی نمود. اگر فردی دارای یک مشکل اخلاقی ؟ ؟ ؟ او اجرای نقش فرد شجاعی را داد. این شیوه باعث می شود تا این ؟ ؟ منتقل گردد.

معلم نباید خود را به یک شیوه محدود نماید، بلکه باید ترکیبی از روش ها را داشته باشد.

همچنین معلم باید در آموزش اخلاقی همانند کل آموزش، رعایت تفاوت فردی دانش آموزان را بنماید. «بعضی از دانش آموزان به مثال های بیشتر، بحث وسیع تر و شیوه های خاص تری نیاز دارند.»

-گروه دوستان و همسالان

گروه گرایی یکی از نیازهای روانی بشر است و پذیرش گروهی، یکی از عوامل تضمین کننده سلامت روانی است.

احساس نیاز به تعلق به گروه، مربوط به سن یا دوره خاصی نیست منتهی شدت این نیاز در دوره های مختلف فرق می کند.

در دوران اولیه کودکی گروه نقش عمده ای را در زندگی کودک ندارد احساس تعلق به گروه خانواده، کودک را ارضا می نماید. اما در دوران نوجوانی و بلوغ، این نیاز به اوج خود می رسد و گروه و ملاک و میزان های گروهی برای فرد، دارای ارزش و اهمیت خاصی می گردد. به نسبت وابستگی نوجوان به گروه، معمولا تاثیر پذیری از گروه نیز در این دوره بسیار عمیق می گردد. پس از گذشتن این دوران، در بزرگسالی از شدت وابستگی کاسته شده و مرکز توجه، بار دیگر به خانواده معطوف می گردد.

هرچند گروه، اغلب برای افراد باعث مسرت و خشنودی می شود. و فرد را از احساس تنهایی و بی ارزشی، رهایی می دهد اما انگیزه افراد در دوره های مختلف سنی از گروه گرایی کاملا یکسان نیست. دوستی کودکان، بیشتر تصادفی است و بر اساس همان غریزه کشش یک محبت ساده و بی آلایش است. در حالی که در بزرگسالی، منافع مادی و معنوی فرد نیز مطرح است.

دوست یابی و گروه گرایی تا قبل از سن مدرسه به شکل پراکنده و غیر منظم است. اما با ورود کودک به مدرسه او با گروه همسالان خود مواجه می شود. که از طریق این گروه افراد، گروه های کوچکتری را تشکیل می دهند.

-نقش گروه در پرورش اخلاقی

گروه دوستان و همسالان، در شکل گیری شخصیت و رفتار کودک و نوجوان اهمیت بسزایی دارد.

گروه دارای ضوابط و ملاک های خاصی است و افراد ملزم به رعایت این ضوابط اند؛ بنابراین کلیه رفتار فرد توسط گروه کنترل می شودو میزان های گروهی در سنین نوجوانی دقیق تر و شدیدتر رعایت می گردد.

افراد، بسیاری از عقاید، آرمان ها، ایده آل ها و الگوهای خویش را از گروه می گیرند، پس تاثیر گروه بر رفتار و اخلاق فرد انکار ناپذیر است.

رسول خدا(ص) فرمود: «انسان بر کیش دوست و رفیق خود است.»

با توجه به این نکات، می توان دریافت که گروه های سالم و دوستان شایسته، چه اثرات مثبت و گروه های فاسد، چه گمراهی و آلودگی و چه عواقب وخیمی به بار می آورند. یکی از عوامل عمده در سعادت و شقاوت افراد به نوع دوستان مربوط است.

حضرت صادق(ع) فرمود: «شایسته نیست برای مرد مسلمان که با شخص فاجر و احمق رفاقت کند.»

انسان فطرتا موجودی تاثیر پذیر است. هر انسانی به شدت از محیط خویش به خصوص محیط انسانی متاثر می شود؛ بنابراین اگر کسی با فرد شایسته ای که دارای صفات عالی انسانی است همنشین باشد کم کم آن خصال در او نیز پیدا می شود و عکس آن نیز صادق است. چنین است که «علی»(ع) در نامه اش به «حارث همدانی» به او توصیه می کند که از رفاقت با کسانی که افکارشان خطا و اعمالشان ناپسند است، برحذر باشد. چه آدمی به رویه و روش رفیقش، خو می گیرد و به افکار و اعمال او، معتاد می شود.


برچسبها: نقش معلم, تربیت اخلاقی بهترين راه نشان دادن احترام به فرزندتان چيست؟...

ما را در سایت بهترين راه نشان دادن احترام به فرزندتان چيست؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 175 تاريخ: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 18:34

صفحه بندی